oinks

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔɪŋks/
verb (فعل)informalpast (گذشته): oinkedpast participle (مفعولی): oinked-ing (حال): oinking3rd (سوم): oinks

فعل — خوک‌صدا کردن

خوک‌صدا کردن

صدای خرخر یا خوک مانند کردن.

Makes the grunting sound characteristic of a pig.

«خوک با صدای بلند در آغل صدا می‌کند.»

The pig oinks loudly in the pen.

«او برای تقلید حیوان خرخر می‌کند.»

He oinks to imitate the animal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000