on average

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

on av·er·age/ɑn ˈævərɪdʒ/
phrase (عبارت)common

عبارت — به‌طور میانگین

به‌طور میانگیندر حالت متوسط

به‌عنوان نتیجه معمول پس از در نظر گرفتن همه موارد یا اعداد.

As a typical result when figures or cases are considered together.

«این سفر به‌طور میانگین یک ساعت طول می‌کشد.»

On average, the trip takes an hour.

«این مغازه هر روز به‌طور میانگین پنجاه مشتری دارد.»

The shop gets fifty customers on average each day.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000