on the fiddle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

on the fid·dle/ɑn ðə ˈfɪdəl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دست‌داشتن در دزدی

دست‌داشتن در دزدیکلاهبرداری کردن

مشغول کار نادرست و دزدیدن پول بودن.

engaged in dishonest activity, especially stealing money

«کارمند را هنگام دزدی و تقلب گرفتند.»

The clerk was caught on the fiddle.

«به او شک داشتند که دارد کلاهبرداری می‌کند.»

They suspected him of being on the fiddle.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000