on the game

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə ɡeɪm/
phrase (عبارت)slang

عبارت — روسپیگری کردن

روسپیگری کردنتن‌فروشی کردن

به روسپیگری مشغول بودن.

working as a prostitute

«رمان از زنانی می‌گوید که به روسپیگری وادار شده‌اند.»

The novel tells of women forced onto the game.

«او ادعا کرد که آن زن روسپیگری می‌کند.»

He claimed she was on the game.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000