on the point of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə pɔɪnt əv/
phrase (عبارت)common

عبارت — در آستانهٔ

در آستانهٔنزدیکِ انجام دادن

در آستانه انجام دادن کاری و نزدیک به وقوع آن بودن.

About to do something very soon.

«او در آستانهٔ رفتن بود.»

She was on the point of leaving.

«لیوان نزدیک بود بیفتد.»

The glass was on the point of falling.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000