on the rack

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə ræk/
1phrase (عبارت)literary

عبارت — زیر شکنجه

زیر شکنجهدر عذاب شدید

زیر شکنجه یا فشار روحی بسیار شدید بودن.

Being tortured or subjected to severe mental distress.

«زندانی را زیر شکنجه نگه داشتند.»

The prisoner was kept on the rack.

«منتظر نتایج بودن او را سخت عذاب می‌داد.»

Waiting for the results put her on the rack.

2phrase (عبارت)common

عبارت — روی رگال

روی رگالروی قفسه

روی رگال یا قفسه برای فروش قرار داشتن، به‌ویژه دربارهٔ لباس.

Displayed for sale on a rack, especially clothing.

«پالتوهای جدید روی رگال هستند.»

The new coats are on the rack.

«این لباس را روی رگال پیدا کردم.»

I found this dress on the rack.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000