on the run
/ɑn ðə rʌn/
1phrase (عبارت)common
عبارت — فراری
فراریدر حال گریز
برای فرار از پلیس یا تعقیبکننده پنهان و گریزان بودن.
Trying to escape from the police or another pursuer.
«مظنون هفتههاست فراری است.»
“The suspect has been on the run for weeks.”
«آنها بعد از سرقت فرار کردند.»
“They went on the run after the robbery.”
2phrase (عبارت)informal
عبارت — دائم در رفتوآمد
دائم در رفتوآمدسرشلوغ
بهخاطر مشغلهٔ زیاد مدام و با عجله از جایی به جایی رفتن.
Moving quickly from place to place because one is very busy.
«تمام روز مدام در رفتوآمد بودهام.»
“I've been on the run all day.”
«او ناهارش را با عجله خورد.»
“She grabbed lunch on the run.”