on the rebound

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

on the re·bound/ɑn ðə rɪˈbaʊnd/
1phrase (عبارت)informal

عبارت — در رابطهٔ جایگزین

در رابطهٔ جایگزینتازه از جدایی وارد رابطه شدن

اندکی پس از پایان یک رابطه، وارد رابطهٔ عاشقانهٔ تازه شدن.

In a new romantic relationship soon after the end of another one.

«او خیلی زود بعد از جدایی دوباره قرار گذاشت.»

He started dating again on the rebound.

«رابطه‌ای که از روی واکنش به جدایی باشد شاید دوام نیاورد.»

A rebound relationship may not last.

2phrase (عبارت)formal

عبارت — در حال بهبود

در حال بهبودرو به برگشت

پس از افت یا شکست، به‌سرعت رو به بهبود رفتن.

Recovering quickly after a setback or decline.

«فروش این ماه رو به بهبود است.»

Sales are on the rebound this month.

«اقتصاد در حال بازگشت است.»

The economy is on the rebound.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000