on thin ice

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn θɪn aɪs/
phrase (عبارت)informal

عبارت — در موقعیت خطرناک

در موقعیت خطرناکروی لبهٔ خطر

در موقعیتی خطرناک بودن که یک اشتباه دیگر ممکن است دردسر بزرگی ایجاد کند.

In a risky situation where one more mistake may cause serious trouble.

«بعد از از دست دادن دو مهلت، در موقعیت خطرناکی هستی.»

You are on thin ice after missing two deadlines.

«او می‌دانست پیش رئیسش وضع خوبی ندارد.»

He knew he was on thin ice with his boss.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000