once bitten, twice shy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

once bit·ten, twice shy/wʌns ˈbɪtən twaɪs ʃaɪ/
phrase (عبارت)common

عبارت — مارگزیده از ریسمان سیاه‌وسفید می‌ترسد

مارگزیده از ریسمان سیاه‌وسفید می‌ترسدیک بار گزیده، دو بار محتاط

یعنی کسی که یک بار آسیب دیده، از تکرار همان تجربه محتاط می‌شود.

Someone hurt by an experience becomes cautious about repeating it.

«حالا از سرمایه‌گذاری دوری می‌کند؛ یک بار آسیب دیده است.»

He avoids investing now; once bitten, twice shy.

«چون یک بار ضرر کرده بود، همه قراردادها را با دقت بررسی می‌کرد.»

Once bitten, twice shy, she checked every contract.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000