بازگشت

on-the-spot

/ɒn ðə spɒt/
1adjective (صفت)common
بی‌درنگفوری

بلافاصله و بدون هیچ تأخیری رخ دادن.

Happening immediately, without delay.

«او به‌صورت بی‌درنگ تصمیم گرفت برنامه را تغییر دهد.»

He made an on-the-spot decision to change the plan.

«خبرنگار گزارش فوری از صحنه ارائه داد.»

The reporter gave an on-the-spot report from the scene.

تفاوت با واژه‌های مشابه
immediateفوری

رایج و رسمی. در زمینه‌های تأکید بر بدون تأخیر قابل جایگزینی است، مثلاً «پاسخ فوری» و «تصمیم بی‌درنگ». «فوری» کاربرد عمومی‌تر دارد.

Common and formal. Interchangeable in contexts emphasizing no delay, e.g., 'immediate response' vs. 'on-the-spot decision'. 'Immediate' is more neutral and widely used.

instantلحظه‌ای

رایج و غیررسمی. بر روی عمل یا رخداد بسیار سریع تأکید دارد و معمولاً در صحبت‌های غیررسمی به‌کار می‌رود، مثلاً «پاسخ لحظه‌ای» مانند «پاسخ بی‌درنگ» است.

Common and informal. Emphasizes very quick action or occurrence, often used in casual speech, e.g., 'instant answer' works similarly to 'on-the-spot answer'.

متضادها
2adverb (قید)common
بلافاصلهبه‌جا

فوراً؛ در همان لحظه یا مکان دقیق.

Immediately; at the exact moment or place.

«او فوراً به سؤال پاسخ داد.»

She answered the question on-the-spot.

«آن‌ها همان‌جا به او شغل پیشنهاد دادند.»

They offered him a job on-the-spot.

تفاوت با واژه‌های مشابه
immediatelyبلافاصله

رایج و رسمی. در بیشتر زمینه‌های نیاز به زمان‌بندی فوری قابل جایگزینی است.

Common and formal. Interchangeable in most contexts requiring instant timing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000