one thing led to another

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

one thing led to an·oth·er/wʌn θɪŋ lɛd tu əˈnʌðər/
phrase (عبارت)informal

عبارت — اتفاق‌ها زنجیروار پیش رفتند

اتفاق‌ها زنجیروار پیش رفتندکار به جای دیگری کشید

اتفاق‌ها یکی پس از دیگری افتادند و به نتیجه‌ای غیرمنتظره رسیدند.

A series of events happened naturally and produced an unexpected result.

«بعد از کلاس حرف زدیم و کار به جاهای دیگر کشید.»

We talked after class, and one thing led to another.

«اتفاق‌ها زنجیروار پیش رفت و آن‌ها کسب‌وکاری راه انداختند.»

One thing led to another, and they started a business.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000