one thing led to another
one thing led to an·oth·er/wʌn θɪŋ lɛd tu əˈnʌðər/
phrase (عبارت)informal
عبارت — اتفاقها زنجیروار پیش رفتند
اتفاقها زنجیروار پیش رفتندکار به جای دیگری کشید
اتفاقها یکی پس از دیگری افتادند و به نتیجهای غیرمنتظره رسیدند.
A series of events happened naturally and produced an unexpected result.
«بعد از کلاس حرف زدیم و کار به جاهای دیگر کشید.»
“We talked after class, and one thing led to another.”
«اتفاقها زنجیروار پیش رفت و آنها کسبوکاری راه انداختند.»
“One thing led to another, and they started a business.”