one of those days

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/wʌn əv ðoʊz deɪz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — روزِ بد

روزِ بدروزِ پر از دردسر

روزی که انگار همه‌چیز در آن اشتباه یا سخت پیش می‌رود.

A day when many things go wrong or feel difficult.

«باز هم قهوه ریختم؛ امروز از آن روزهاست.»

I spilled coffee again; it's one of those days.

«امروز هیچ‌چیز درست پیش نرفت؛ از آن روزها بود.»

Nothing worked today—it was one of those days.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000