one's blood is up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/wʌnz blʌd ɪz ʌp/
phrase (عبارت)literary

عبارت — خونش به جوش آمدن

خونش به جوش آمدنبرانگیخته و عصبانی شدن

کسی، اغلب پس از تحریک یا چالش، عصبانی و برانگیخته شده است.

Someone is excited and angry, often after being challenged or provoked.

«بعد از توهین، خونش به جوش آمد.»

His blood was up after the insult.

«او خیلی برانگیخته و عصبانی است، پس به او زمان بده.»

Her blood is up, so give her time.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000