one's fingers itch
one's fin·gers itch/wʌnz ˈfɪŋɡərz ɪtʃ/
phrase (عبارت)informal
عبارت — دستش برای کاری خاریدن
دستش برای کاری خاریدنبیتابِ انجام کاری بودن
کسی شدیداً دلش میخواهد کاری بکند، بهویژه دست به عمل بزند یا کاری را شروع کند.
Someone strongly wants to do something, especially to act, spend money, or start a task.
«دلم برای دوباره نقاشی کردن بیتاب است.»
“My fingers itch to start painting again.”
«او بیتاب بود هدیه را باز کند.»
“His fingers were itching to open the gift.”