one's fingers itch

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

one's fin·gers itch/wʌnz ˈfɪŋɡərz ɪtʃ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دستش برای کاری خاریدن

دستش برای کاری خاریدنبی‌تابِ انجام کاری بودن

کسی شدیداً دلش می‌خواهد کاری بکند، به‌ویژه دست به عمل بزند یا کاری را شروع کند.

Someone strongly wants to do something, especially to act, spend money, or start a task.

«دلم برای دوباره نقاشی کردن بی‌تاب است.»

My fingers itch to start painting again.

«او بی‌تاب بود هدیه را باز کند.»

His fingers were itching to open the gift.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000