one-off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌwʌn ˈɔf/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more one-offsuperlative (عالی): most one-off

صفت — یک‌باره

یک‌بارهمنحصربه‌فرد

یعنی فقط یک بار ساخته، انجام یا برگزار می‌شود و تکراری نیست.

Made, done, or happening only once rather than regularly.

«آن رویدادی یک‌باره بود.»

It was a one-off event.

«آن‌ها یک پرداختِ غیرتکراری انجام دادند.»

They made a one-off payment.

2noun (اسم)commonplural (جمع): one-offs

اسم — مورد تک‌نمونه

مورد تک‌نمونهکار یک‌باره

چیزی است که فقط یک بار تولید یا انجام شده است.

Something made or done only once.

«آن خودرو یک نمونه تک بود.»

The car was a one-off.

«این طرح فقط یک نمونه دارد.»

This design is a one-off.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000