بازگشت

ongoing

on·go·ing/ˈɒnˌɡoʊɪŋ/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more ongoingsuperlative (عالی): most ongoing
در حال انجامجاری

که همچنان ادامه دارد یا در حال انجام است.

Continuing to happen or exist; currently in progress.

«پروژه جاری سال آینده تمام می‌شود.»

The ongoing project will finish next year.

«بحثی که ادامه دارد درباره این سیاست وجود دارد.»

There is ongoing debate about the policy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
continuingادامه‌دار

معمولی. به معنای ادامه داشتن بدون توقف است؛ تا حد زیادی با ongoing قابل جایگزینی است.

Common. Means something that goes on without stopping; largely interchangeable with ongoing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000