بازگشت

operable

op·er·a·ble/ˈɒpərəbl/
operwork, perform-ablecapable of / can be
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more operablesuperlative (عالی): most operable
عملیاتیقابل کارکرد

قادر به کار کردن یا عملکرد صحیح بودن.

Capable of being operated or functioning properly.

«دستگاه پس از تعمیر قابل کارکرد است.»

The machine is operable after the repair.

«اطمینان حاصل کنید که همه درها در مواقع اضطراری کار می‌کنند.»

Ensure all doors are operable in an emergency.

تفاوت با واژه‌های مشابه
functionalعملیاتی

صفت رایج به معنی توانایی انجام کار، اغلب قابل جایگزین.

Common adjective meaning able to function or work properly, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000