بازگشت

opulence

op·u·lence/ˈɒpjʊləns/
opulentwealthy, rich-encestate or quality of
noun (اسم)formal
ثروت فراوانتجمل

ثروت فراوان یا شکوه و تجمل.

Great wealth or luxuriousness.

«کاخ نماد تجمل بود.»

The palace was a symbol of opulence.

«او زندگی پر از ثروت داشت.»

She lived a life of opulence.

تفاوت با واژه‌های مشابه
luxuryلوکس

رایج. به راحتی و ظرافت تاکید دارد.

Common. Emphasizes comfort and elegance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000