out of collar

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

out of col·lar/aʊt əv ˈkɑlər/
phrase (عبارت)dated

عبارت — از کار افتاده

از کار افتادهبازنشسته از خدمت

دیگر در یراق یا خدمتِ منظم کارنکردن، به‌ویژه دربارهٔ اسب.

No longer working in harness or regular service, especially a horse.

«آن اسب پیر حالا دیگر از کار افتاده است.»

The old horse is out of collar now.

«او آن مادیان را تمام زمستان از کار کنار گذاشت.»

He kept the mare out of collar all winter.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000