outlaw
فردی که قانون را شکسته و از سوی مراجع قضایی تعقیب میشود.
A person who has broken the law and is wanted by the authorities.
«تبهکار پس از تعقیب طولانی گرفتار شد.»
“The outlaw was captured after a long chase.”
«او پس از فرار از زندان تبهکار شد.»
“He became an outlaw after escaping prison.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اصطلاح کلی برای قانونشکن؛ outlaw معمولا برای فراریها یا شورشیان به کار میرود.
Common. Broad term for someone breaking the law; outlaw often used for fugitives or rebels.
قانونی یا قانونی ممنوع اعلام کردن چیزی.
To make something illegal or forbidden by law.
«دولت سیگار کشیدن در مکانهای عمومی را ممنوع کرد.»
“The government outlawed smoking in public places.”
«آنها استفاده از برخی مواد شیمیایی را ممنوع کردند.»
“They outlawed the use of certain chemicals.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به طور رسمی چیزی را ممنوع کردن؛ outlaw هممعنی است ولی با تاکید قانونی.
Common. To officially prohibit something; outlaw is a synonym but with legal emphasis.