بازگشت

overly

o·ver·ly/ˈoʊ.vɚ.li/
adverb (قید)common
type (نوع): degreeadjective (صفت): overposition (جایگاه): middle
بیش از حدافراطی

به صورت بیش از حد یا تا حد افراطی.

Excessively or to an extreme degree.

«او بیش از حد در مورد خطرات محتاط بود.»

She was overly cautious about the risks.

«فیلم خیلی اغراق‌آمیز بود.»

The film was overly dramatic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
excessivelyبه طور افراطی

رسمی. تأکید بر انجام چیزی فراتر از حد معمول، نزدیک به معنای overly.

Formal. Emphasizes something done beyond normal limits, almost synonymous with overly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000