بازگشت

over

o·ver/ˈoʊvər/
1preposition (حرف اضافه)common
رویبالایاز روی

مستقیماً بالای چیزی یا از روی آن امتداد داشتن.

Extending directly upward from or across the top of.

«پرنده از بالای خانه پرواز کرد.»

The bird flew over the house.

«پلی روی رودخانه است.»

There is a bridge over the river.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aboveبالای (روزمره. قابل جایگزینی با 'over' وقتی موقعیت بالاتری را بدون تماس نشان می‌دهد.) مثلاً: The plane flew above the clouds (هواپیما بالای ابرها پرواز کرد) یا The plane flew over the clouds. 'Over' می‌تواند حرکت از عرض را نیز نشان دهد. 'Above' به سادگی به موقعیت بالاتر اشاره دارد. 'The lamp is above the table'.
acrossاز عرض/آن‌طرف (روزمره. قابل جایگزینی با 'over' وقتی حرکت از یک سمت به سمت دیگر را نشان می‌دهد.) مثلاً: She walked across the bridge (او از روی پل رد شد) یا She walked over the bridge. 'Across' بر حرکت افقی تأکید دارد. 'Across' به حرکت افقی از یک سمت به سمت دیگر اشاره دارد. 'He swam across the river'.
متضادها
2adverb (قید)common
type (نوع): timeadjective (صفت): nullposition (جایگاه): end
تمام شدپایان یافت

تمام شده؛ به پایان رسیده.

Finished; at an end.

«جلسه تقریباً تمام شده است.»

The meeting is almost over.

«وقتی باران تمام شد، بیرون رفتیم.»

When the rain was over, we went out.

تفاوت با واژه‌های مشابه
finishedتمام شده (روزمره. کاملاً قابل جایگزینی با 'over' وقتی چیزی به اتمام رسیده باشد.) مثلاً: The game is finished (بازی تمام شده است) یا The game is over. 'Finished' به طور کلی به اتمام یک کار یا فعالیت اشاره دارد. 'I've finished my homework'.
endedپایان یافته (روزمره. مشابه 'finished' اما می‌تواند به توقف یک فعالیت نیز اشاره کند.) مثلاً: The meeting ended. 'Ended' به پایان یافتن یک رویداد یا دوره اشاره دارد. 'The concert ended late'.
متضادها
3adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): N/Asuperlative (عالی): N/A
تمام شدهپایان یافته

نتیجه‌گیری شده یا به پایان رسیده.

Concluded or at an end.

«جنگ سرانجام تمام شد.»

The war was finally over.

«خوشحالم که امتحانات تمام شده‌اند.»

I'm glad the exams are over.

تفاوت با واژه‌های مشابه
finishedتمام شده (روزمره. قابل جایگزینی با 'over' وقتی حالت تکمیل بودن را توصیف می‌کند.) مثلاً: The work is finished (کار تمام شده است) یا The work is over. 'Finished' یک صفت عام برای نشان دادن تکمیل شدن است. 'The project is finished'.
doneانجام شده (روزمره. مشابه 'finished' اما می‌تواند به اتمام یک وظیفه نیز اشاره کند.) مثلاً: Are you done with your homework?. 'Done' به معنای تکمیل یا انجام شدن یک کار یا فعالیت است. 'I'm done with my chores'.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000