overstaffed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

over·staffed/ˌoʊvərˈstæft/
over-excessive, too muchstaffto provide with staff (workers)-edpast participle or adjective form
adjective (صفت)common

صفت — بیش‌اشتغال

بیش‌اشتغالدارای نیروی زیاد

داشتن کارکنان بیشتر از حد نیاز.

Having more employees than necessary.

«شرکت بعد از ادغام بیش‌اشتغال داشت.»

The company was overstaffed after the merger.

«آنها مجبور شدند تعدیل نیرو کنند چون نیروی زیادی داشتند.»

They had to lay off workers because they were overstaffed.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000