paint oneself into a corner

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

paint one·self in·to a cor·ner/peɪnt wʌnˈsɛlf ˈɪntu ə ˈkɔrnər/
phrase (عبارت)common

عبارت — خود را گیر انداختن

خود را گیر انداختنخود را به بن‌بست رساندن

خود را در موقعیتی سخت و بدون راهِ آسانِ خروج قرار دادن.

To put oneself in a difficult position with no easy way out.

«او با دروغ‌گفتن خودش را به بن‌بست رساند.»

He painted himself into a corner by lying.

«با قول‌های بی‌حساب خودت را گیر نینداز.»

Don't paint yourself into a corner with promises.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000