بازگشت

palpate

pal·pate/ˈpæl.peɪt/
verb (فعل)formal
past (گذشته): palpatedpast participle (مفعولی): palpated-ing (حال): palpating3rd (سوم): palpates
لمس برای معاینه

برای مقاصد پزشکی از طریق لمس معاینه کردن.

To examine by touch, especially for medical purposes.

«پزشک غدد لنفاوی متورم را از طریق لمس معاینه کرد.»

The doctor palpated the swollen lymph nodes.

«کف دست را برای بررسی درد به شکم لمس کنید.»

Palpate the abdomen to check for tenderness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
examineمعاینه کردن

اصطلاح کلی برای بررسی، شامل لمس.

General term for inspecting, including by touch.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000