بازگشت

pamper

pam·per/ˈpæmpər/
verb (فعل)common
past (گذشته): pamperedpast participle (مفعولی): pampered-ing (حال): pampering3rd (سوم): pampers
لوس کردندل‌تنگ کردن

با مراقبت و توجه زیاد رفتار کردن، اغلب به معنی لوس کردن.

To treat with excessive care and attention, often to spoil.

«او دوست دارد خود را با یک روز اسپا خوشحال کند.»

She likes to pamper herself with a spa day.

«والدین گاهی خیلی کودکان‌شان را لوس می‌کنند.»

Parents sometimes pamper their children too much.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spoilلوس کردن

متداول. معنی مشابه با بار منفی معمول.

Common. Similar meaning, often negative connotation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000