papilloma

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pap·il·lo·ma/ˌpæp.ɪˈloʊ.mə/
papill-nipple or small protuberance-omatumor or swelling
noun (اسم)technicalplural (جمع): papillomas

اسم — پاپیلوم

پاپیلومتومور خوش‌خیم پوست

تومور خوش‌خیم یا برآمدگی ایجاد شده توسط ویروس پاپیلوم، معمولاً روی پوست یا مخاط.

A benign tumor or growth caused by the papillomavirus, often on skin or mucous membranes.

«درماتولوژیست یک پاپیلوم روی پوست بیمار تشخیص داد.»

The dermatologist diagnosed a papilloma on the patient's skin.

«پاپیلوم‌ها ممکن است روی تارهای صوتی ظاهر شوند.»

Papillomas can appear on the vocal cords.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000