pasteurise

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pas·teu·rise/ˈpɑː.stjʊə.raɪz/
Pasteurname of scientist Louis Pasteur-iseto make or cause to
verb (فعل)technicalpast (گذشته): pasteurisedpast participle (مفعولی): pasteurised-ing (حال): pasteurising3rd (سوم): pasteurises

فعل — پاستوریزه کردن

پاستوریزه کردنگرمادهی

گرمادهی به مواد غذایی یا مایعات برای از بین بردن باکتری‌های مضر.

To treat food or liquid by heating to kill harmful bacteria.

«آنها شیر را قبل از بسته‌بندی پاستوریزه می‌کنند.»

They pasteurise milk before packaging it.

«پاستوریزه کردن آبمیوه باعث ایمن شدن نوشیدن آن می‌شود.»

Pasteurising juice ensures it is safe to drink.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000