peaky

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pea·ky/ˈpiːki/
peakhighest point-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): peakiersuperlative (عالی): peakiest

صفت — رنگ‌پریده

رنگ‌پریدهبیمارگونه

به نظر رنگ‌پریده یا بیمار بودن، به ویژه به خاطر بیماری یا خستگی.

Looking pale or sickly, especially from illness or fatigue.

«بعد از آنفلوآنزا رنگ‌پریده به نظر می‌رسید.»

He looked peaky after the flu.

«کودک رنگ‌پریده و خسته بود.»

The child was peaky and tired.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wanرنگ‌پریده

رسمی. معنی مشابه، اغلب ادبی.

Formal. Similar meaning, often literary.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000