بازگشت

perpetually

per·pet·u·al·ly/pərˈpɛtʃuəli/
perpetualnever ending or changing-lyin the manner of
adverb (قید)common
type (نوع): timeadjective (صفت): perpetualposition (جایگاه): middle
به طور مداومهمیشه

به گونه‌ای که همیشه یا برای مدت طولانی بدون توقف ادامه دارد.

Continuing forever or for a very long time without stopping.

«او همیشه دیر به جلسات می‌رسد.»

He is perpetually late to meetings.

«چراغ‌ها شب‌ها همیشه روشن بودند.»

The lights were perpetually on at night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
constantlyبه طور مداوم

روزمره. به معنای پیوسته؛ مترادف نزدیک ولی ممکن است کمتر رسمی باشد.

Everyday. Means continuously; close synonym but can be less formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000