بازگشت

pettiness

pet·ti·ness/ˈpɛt.i.nəs/
pettysmall or trivial-nessstate or quality
noun (اسم)common
کوچک‌منشیحقارتخسیسی

دنبال چیزهای کوچک و بی‌اهمیت بودن، معمولاً به‌صورت اذیت‌کننده یا کینه‌توزانه.

The quality of being concerned with trivial matters or small details, often in an annoying or spiteful way.

«کوچک‌منشی او دوستی‌شان را خراب کرد.»

His pettiness ruined their friendship.

«از بحث‌های بی‌اهمیت اجتناب کن.»

Avoid arguments over pettiness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
meannessخسیسی

متداول. بر خسیسی یا کینه تمرکز دارد و زمانی که منظور کوچک بودن با کینه باشد، جایگزین مناسبی است.

Common. Emphasizes stinginess or spite, can replace pettiness when the focus is on spiteful smallness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000