بازگشت

pick

/pɪk/
1verb (فعل)common
past (گذشته): pickedpast participle (مفعولی): picked-ing (حال): picking3rd (سوم): picks
انتخاب کردنبرگزیدن

از بین چند گزینه، یکی را انتخاب کردن.

To choose or select something from a group.

«او یک سیب قرمز از سبد برداشت.»

She picked a red apple from the basket.

«باید برای مقاله‌ات موضوعی انتخاب کنی.»

You need to pick a topic for your essay.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chooseانتخاب کردن، برگزیدن. این کلمه روزمره است و در بیشتر موارد کاملاً با 'pick' قابل جایگزینی است. 'Pick' ممکن است گاهی اوقات به یک انتخاب سریع‌تر، غیررسمی‌تر یا کمتر سنجیده شده اشاره داشته باشد، در حالی که 'choose' می‌تواند نشان‌دهنده تفکر و بررسی بیشتری باشد. مثلاً 'pick a card' (یک کارت بردار) در مقابل 'choose a life path' (مسیر زندگی‌ات را انتخاب کن). با این حال، در بسیاری از زمینه‌ها، مانند 'pick a restaurant' یا 'choose a restaurant'، این دو کاملاً قابل تعویض هستند. 'Everyday. Almost entirely interchangeable. 'Pick' can sometimes imply a more casual or quick selection, while 'choose' might suggest more deliberation. For instance, you 'pick a flower' casually, but 'choose a career path' with thought. However, in many contexts like selecting an item, they are interchangeable: 'Pick a movie' or 'Choose a movie'.
متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): pickedpast participle (مفعولی): picked-ing (حال): picking3rd (سوم): picks
چیدنبرداشت کردن

میوه، گل یا اشیای دیگر را از گیاه یا درخت چیدن.

To gather fruits, flowers, or other items by plucking them from a plant or tree.

«ما برای چیدن سیب به باغ رفتیم.»

We went to the orchard to pick apples.

«او یک رز زیبا از بوته چید.»

She picked a beautiful rose from the bush.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gatherجمع‌آوری کردن. این کلمه روزمره است. 'Gather' به معنی جمع‌آوری کردن چندین چیز است که اغلب از منابع مختلف جمع می‌شوند و می‌تواند برای چیزهای غیرگیاهی نیز به کار رود. در حالی که 'pick' به طور خاص برای جدا کردن چیزی از یک گیاه یا درخت است. مثلاً شما توت‌ها را 'می‌چینید' (pick) و سپس آنها را در یک سبد 'جمع‌آوری می‌کنید' (gather). 'Gather' می‌تواند برای موارد انتزاعی هم استفاده شود، مثلاً 'gather information'. بنابراین، در حالی که هر دو به معنی 'جمع کردن' هستند، 'pick' جنبه خاص‌تری دارد که به برداشت از گیاهان اشاره می‌کند. 'Everyday. 'Gather' implies collecting multiple items, often from various sources, and can apply to non-plant items. 'Pick' is specifically for detaching from a plant. For example, you 'pick' berries and then 'gather' them into a basket. 'Gather' is broader and can also mean to accumulate or bring together people or abstract things.
3noun (اسم)common
plural (جمع): picks
انتخابگزینش

عمل انتخاب کردن یا برگزیدن چیزی.

An act of choosing or selecting something.

«آن انتخاب خوبی برای کاپیتان تیم بود.»

That was a good pick for the team captain.

«او انتخاب خود را از منو انجام داد.»

He made his pick from the menu.

تفاوت با واژه‌های مشابه
choiceانتخاب، گزینش. این کلمه روزمره است و کاملاً قابل جایگزینی است وقتی به عمل یا نتیجه انتخاب اشاره دارد. 'Choice' کمی بیشتر به عنوان اسم برای مفهوم انتخاب از بین گزینه‌ها رایج است. مثلاً 'This is my pick' و 'This is my choice' هر دو صحیح هستند و یک معنی را می‌دهند. 'Choice' می‌تواند به 'حق انتخاب' یا 'گزینه موجود' نیز اشاره کند، که 'pick' این معنی را ندارد. اما به عنوان عمل انتخاب، کاملاً مترادف هستند. 'Everyday. Fully interchangeable when referring to the act or result of choosing. 'Choice' is slightly more common as a noun for the concept of selecting from alternatives. For example, 'What's your pick for dinner?' vs. 'What's your choice for dinner?'. 'Choice' also refers to the range of options available, a meaning 'pick' does not share.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000