pin down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pɪn daʊn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — دقیق مشخص کردن

دقیق مشخص کردن

یعنی چیزی را دقیق کشف یا مشخص کردن.

To discover or define something precisely.

«باید تاریخ را دقیق مشخص کنیم.»

We need to pin down the date.

«پزشکان نتوانستند علت را مشخص کنند.»

Doctors could not pin down the cause.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — محکم نگه داشتن

محکم نگه داشتن

یعنی کسی یا چیزی را محکم نگه داشتن تا نتواند حرکت کند.

To hold someone or something firmly so it cannot move.

«باد چادر را محکم به زمین چسباند.»

The wind pinned down the tent.

«دو بازیکن او را محکم نگه داشتند.»

Two players pinned him down.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000