بازگشت

pious

/ˈpaɪəs/
adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): pousersuperlative (عالی): pousest
پارسامتدین

متقی و دیندار با احترام و احترام‌گزاری وظیفه‌ای.

Devoutly religious and showing reverence or dutiful respect.

«او به خاطر طبیعت متدینش شناخته می‌شود.»

He is known for his pious nature.

«زنان پارسا روزانه به کلیسا می‌رود.»

The pious woman attends church daily.

تفاوت با واژه‌های مشابه
devoutمتدین

رسمی. تأکید بر احساس عمیق دینی مشابه pious.

Formal. Emphasizes deep religious feeling similar to 'pious'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000