بازگشت

pip

/pɪp/
1noun (اسم)common
plural (جمع): pips
دانه میوههسته کوچک

دانه کوچک داخل میوه‌هایی مانند سیب و پرتقال.

A small seed found inside fruits such as apples and oranges.

«او دانه‌های پرتقال را قبل از خوردن جدا کرد.»

She removed the pips from the orange before eating.

«سیب آبدار است اما دانه‌های زیادی دارد.»

The apple is juicy but has many pips.

تفاوت با واژه‌های مشابه
seedبذر

روزمره. مشابه است اما 'seed' عمومی‌تر است و به هر بذر گیاه اشاره دارد ولی 'pip' مخصوص دانه‌های کوچک میوه است.

Everyday. Similar meaning but 'seed' is more general and can refer to any plant seed, while 'pip' specifically refers to small fruit seeds.

2noun (اسم)common
plural (جمع): pips
نقطهخالعدد روی تاس

نقطه کوچک، مخصوصاً نقطه‌ای برای نشان دادن عدد روی تاس یا کارت بازی.

A small spot or dot, especially one indicating the number on dice or a playing card.

«تاس شش نقطه روی وجه‌هایش دارد.»

The die has six pips on its faces.

«او تعداد نقطه‌های روی کارت را شمرد تا ارزش آن را بفهمد.»

He counted the pips on the card to see its value.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dotنقطه

روزمره. اصطلاح عمومی برای نشانه گرد کوچک؛ 'pip' به نقاط استاندارد روی ابزارها یا بازی‌ها اشاره دارد.

Everyday. A general term for a small round mark; 'pip' often implies standardized dots used in games or instruments.

3verb (فعل)informal
past (گذشته): pippedpast participle (مفعولی): pipped-ing (حال): pipping3rd (سوم): pips
با اختلاف کم بردنبا فاصله کم شکست دادن

برنده شدن با اختلاف کم، به‌ویژه در یک مسابقه یا رقابت، اغلب در آخرین لحظه.

To defeat someone narrowly, especially in a competition or race, often at the last moment.

«او در خط پایان رقیب خود را با اختلاف کم شکست داد.»

She pipped her rival at the finish line.

«آنها در آخرین ثانیه‌ها توسط تیم مقابل با اختلاف کم شکست خوردند.»

They were pipped by the other team in the last seconds.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000