بازگشت

seed

/siːd/
1noun (اسم)common
plural (جمع): seeds
دانهبذر

بخشی کوچک از گیاه که می‌تواند گیاه جدیدی رشد کند.

The small part of a plant from which a new plant can grow.

«دانه را در خاک بکار.»

Plant the seed in the soil.

«دانه تبدیل به درخت بلندی خواهد شد.»

The seed will grow into a tall tree.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grainدانه

رایج. معمولاً برای غلات مثل گندم و برنج به کار می‌رود؛ وقتی منظور دانه غلات است می‌تواند جایگزین seed شود اما برای همه دانه‌های گیاهی مناسب نیست.

Common. Refers often to cereal seeds like wheat or rice; can replace 'seed' when meaning cereal but not for all plant seeds.

pipهسته

رایج، به‌ویژه انگلیسی بریتانیایی. به دانه‌های کوچک داخل میوه‌ها مثل سیب اشاره دارد؛ فقط وقتی به دانه‌های میوه‌ها اشاره شود می‌تواند جایگزین باشد.

Common, especially British English. Means small seeds inside fruits like apples; interchangeable only when referring to fruit seeds, not all seeds.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): seededpast participle (مفعولی): seeded-ing (حال): seeding3rd (سوم): seeds
کاشتن دانهبذر پاشیدن

کاشتن دانه‌ها در زمین برای رشد گیاهان.

To plant seeds in the ground to grow plants.

«کشاورزان در بهار زمین‌ها را بذرپاشی می‌کنند.»

Farmers seed the fields in spring.

«او باغچه را با گیاهان گوجه‌فرنگی کاشت.»

She seeded the garden with tomato plants.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sowکاشتن

رسمی. به معنی پخش دانه‌ها روی خاک است؛ بیشتر در کشاورزی استفاده می‌شود و وقتی منظور کشت باشد می‌تواند جایگزین seed شود.

Formal. Specifically means to scatter seeds on soil; often used in agriculture, interchangeable with 'seed' when referring to planting.

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): seedlings
نهالگیاه جوان

گیاه یا درختی که از دانه رشد کرده و پیوندی یا قلمه‌ای نیست.

A plant or tree grown from a seed and not grafted or cut.

«نهال‌ها به آب و نور آفتاب برای رشد نیاز دارند.»

The seedlings need water and sunlight to grow.

«هر نهال به دقت در گلدان کاشته شد.»

Each seedling was planted carefully in a pot.

تفاوت با واژه‌های مشابه
saplingنهال

رایج. به درخت جوان اشاره دارد؛ در بسیاری از موارد می‌تواند جایگزین seedling شود اما به معنای seed به‌تنهایی کمتر استفاده می‌شود.

Common. Refers to a young tree; can replace 'seedling' in many contexts but 'seed' as noun rarely means sapling alone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000