piping hot

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pip·ing hot/ˈpaɪpɪŋ hɑt/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more piping hotsuperlative (عالی): most piping hot

صفت — داغِ داغ

داغِ داغخیلی داغ

یعنی بسیار داغ است، به‌ویژه غذایی که تازه پخته شده.

Very hot, especially food that has just been cooked.

«سوپ را داغِ داغ سرو کن.»

Serve the soup piping hot.

«نان خیلی داغ رسید.»

The bread arrived piping hot.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000