بازگشت

piquancy

pi·quan·cy/ˈpɪkənsi/
piqu-to prick or stimulate-ancystate or quality of
noun (اسم)formal
طعم تند و خوشایندتندی مطبوع

ویژگی داشتن طعمی خوشایند و تند که اشتها را تحریک می‌کند.

The quality of having a pleasantly sharp or appetizing flavor or aroma.

«تندی خوشایند سس، غذا را بهتر کرد.»

The piquancy of the sauce enhanced the dish.

«او از تندی مطبوع غذاهای تند لذت می‌برد.»

She enjoys the piquancy of spicy foods.

تفاوت با واژه‌های مشابه
zestطعم تند و دلپذیر

غیررسمی. به طعم تند و شاداب یا هیجان در غذا یا تجربه اشاره دارد. می‌تواند در مکالمات جایگزین piquancy شود، مثلاً 'طعم به سس اضافه می‌کند'.

Informal. Emphasizes lively, sharp flavor or excitement in food or experience; can substitute 'piquancy' in casual contexts, e.g., ‘adds zest to the sauce’.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000