pisk

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pɪsk/
noun (اسم)archaic

اسم — سوت

سوتصدا تیز

صدای تیز و زیر یا سوت کوتاه.

A sharp, high-pitched sound or whistle.

«از گوشه صدای سوتی شنیدم.»

I heard a pisk from the corner.

«گربه صدایی نازک و زیر ایجاد کرد.»

The cat made a faint pisk.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000