pissing war

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

piss·ing war/ˈpɪsɪŋ wɔr/
phrase (عبارت)vulgar

عبارت — جنگِ قدرتِ بچگانه

جنگِ قدرتِ بچگانه

رقابتی بچگانه و خصمانه برای برتری‌جویی.

A petty and hostile contest for dominance.

«مدیران وارد جنگ قدرت بچگانه‌ای شدند.»

The managers started a pissing war.

«جنگ بچگانهٔ آن‌ها را نادیده بگیر.»

Ignore their pissing war.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000