plantar

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

plan·tar/ˈplæntər/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more plantarsuperlative (عالی): most plantar

صفت — کف پایی

کف پاییمربوط به کف پا

مربوط به کف پا.

Relating to the sole of the foot.

«او درد را در ناحیه کف پایش حس کرد.»

He felt pain in the plantar area of his foot.

«التهاب کف پایی باعث درد پاشنه می‌شود.»

Plantar fasciitis causes heel pain.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000