play games

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pleɪ ɡeɪmz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بازی درآوردن

بازی درآوردنفریبکاری کردن

یعنی به‌جای صریح بودن، فریبکارانه یا manipulative رفتار کردن.

To behave dishonestly or manipulatively instead of being direct.

«با من بازی درنیاور.»

Do not play games with me.

«او برای طفره رفتن بازی درمی‌آورد.»

He plays games to avoid answering.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000