plunge in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/plʌndʒ ɪn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — شیرجه زدن

شیرجه زدنناگهان داخل شدن

ناگهان وارد آب یا ماده‌ای دیگر شدن.

To jump or move quickly into water or another substance.

«بچه‌ها بعد از مسابقه در آب شیرجه زدند.»

The children plunged in after the race.

«او بدون چک‌کردن دما ناگهان وارد آب شد.»

He plunged in without checking the temperature.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — بی‌درنگ شروع کردن

بی‌درنگ شروع کردنبا اشتیاق وارد کاری شدن

بدون معطلی و با اشتیاق شروع به انجام کاری کردن.

To begin doing something eagerly and without hesitation.

«بیایید بی‌درنگ شروع کنیم و مسئلهٔ اول را حل کنیم.»

Let's plunge in and solve the first problem.

«او پیش از خواندن دستورها بی‌درنگ شروع کرد.»

She plunged in before reading the instructions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000