plushy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

plush·y/ˈplʌʃ.i/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): plushiersuperlative (عالی): plushiest

صفت — مخملین

مخملیننرمی و لوکس

نرم، مجلل و با بافت غنی مانند پارچه مخملی.

Soft, luxurious, and richly textured, like plush fabric.

«مبل با پارچه مخملی پوشیده شده بود.»

The sofa was covered in plushy fabric.

«او یک خرس عروسکی نرم و مخملی خرید.»

She bought a plushy teddy bear.

تفاوت با واژه‌های مشابه
luxuriousمجلل

متداول. چیزی راحت و با شکوه که شبیه به plushy است.

Common. Describes something richly comfortable or elegant, similar to plushy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000