بازگشت

ply

/plaɪ/
1verb (فعل)formal
past (گذشته): pliedpast participle (مفعولی): plied-ing (حال): plying3rd (سوم): plies
کار کردنورزش دادن

کار کردن مداوم یا پی‌درپی روی کاری.

To work steadily at something, often repeatedly or diligently.

«ماهی‌گیر هر صبح به کسب‌وکارش مشغول بود.»

The fisherman plied his trade every morning.

«او تمام بعدازظهر به خیاطی مشغول بود.»

She plied her sewing needle all afternoon.

تفاوت با واژه‌های مشابه
practiceتمرین کردن

رایج است. بر تمرین مکرر برای بهتر شدن تأکید دارد؛ ply بر استفاده مداوم یا به کارگیری تأکید می‌کند.

Common. Focuses on repeated exercise or activity to improve skill; ply emphasizes steady use or application.

2noun (اسم)common
plural (جمع): plies
لایهضخامت

لایه یا ضخامت ماده‌ای، مخصوصاً چوب.

A layer or thickness of material, especially wood.

«چهارچوب سه لایه چوبی به هم چسبیده دارد.»

The plywood has three plies glued together.

«این طناب از چند لایه به هم تابیده ساخته شده است.»

This rope is made from several plies twisted tightly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
layerلایه

رایج است. اصطلاحی عمومی برای ضخامت یا لایه ماده؛ ply بیشتر در چوبکاری و نساجی استفاده می‌شود.

Common. A general term for a single thickness of material; ply is often used in woodworking and textiles.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000