poisoned chalice

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

poi·soned chal·ice/ˈpɔɪzənd ˈtʃælɪs/
phrase (عبارت)formal

عبارت — موهبت دردسرساز

موهبت دردسرسازمسئولیت پرزحمت

مقام، جایزه یا مسئولیتی که در ظاهر جذاب است اما دردسرهای جدی به همراه دارد.

a role, prize, or responsibility that seems desirable but brings serious difficulties

«آن ترفیع به مسئولیتی دردسرساز تبدیل شد.»

The promotion became a poisoned chalice.

«او آن شغل را فرصتی پر از دردسر می‌دید.»

He saw the job as a poisoned chalice.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000