pointy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

point·y/ˈpɔɪnti/
pointsharp end-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): pointiersuperlative (عالی): pointiest

صفت — تیز

تیزنوک‌دار

دارای نوک تیز یا برنده.

Having a sharp or pointed end.

«با آن چاقوهای نوک‌تیز مراقب باش.»

Be careful with those pointy knives.

«کاکتوس دارای خارهای نوک‌تیزی است.»

The cactus has pointy spines.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sharpتیز

روزمره. مشابه ولی 'pointy' بیشتر به شکل نوک اشاره دارد تا توانایی برش.

Everyday. Similar but 'pointy' usually emphasizes shape more than cutting ability.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000