بازگشت

poorly

poor·ly/ˈpʊərli/
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): poorposition (جایگاه): end
بدنامناسب

به‌گونه‌ای که خوب یا درست نباشد؛ بد.

In a way that is not good or well; badly.

«او در آزمون بد عمل کرد.»

He performed poorly on the test.

«ماشین به‌طور نامناسب کار می‌کند.»

The car is running poorly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
badlyبد

رایج. بیشتر مواقع به جای poorly قابل استفاده است.

Common. Fully interchangeable in most contexts to describe poor quality or performance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000