poot

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/puːt/
verb (فعل)informalpast (گذشته): pootedpast participle (مفعولی): pooted-ing (حال): pooting3rd (سوم): poots

فعل — گاز ریزیدن

گاز ریزیدنپوز کردن

ترش کردن یا آزاد کردن گاز به شکلی نرم و کوتاه؛ غیررسمی و کمی کودکانه.

To emit a soft fart or small burst of gas; informal and somewhat childish.

«او در جلسه به آرامی گاز ریزید.»

He quietly pooted during the meeting.

«بچه پوز کرد و قاه‌قاه خندید.»

The baby pooted and giggled.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000